چفت(چارچوب فایل تابع)

چفت(چارچوب فایل تابع)

(Function file framework)Choft
چفت(چارچوب فایل تابع)

چفت(چارچوب فایل تابع)

(Function file framework)Choft

دانلود چارچوب نظری کیفیت زندگی فردی در 24 صفحه


چارچوب نظری کیفیت زندگی فردی در 24 صفحه

چارچوب نظری کیفیت زندگی فردی در 24 صفحه

دانلود چارچوب نظری کیفیت زندگی فردی در 24 صفحه

چارچوب نظری کیفیت زندگی فردی در 24 صفحه
دسته بندی علوم انسانی
فرمت فایل doc
حجم فایل 149 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 24

توضیحات :

چارچوب نظری کیفیت زندگی فردی در 24 صفحه در قالب Word قابل ویرایش.

 

بخشی از متن :

کیفیت زندگی

مقدمه : منشاء ظهور مفهوم کیفیت زندگی به فیلسوف قدیمی ارسطو بر میگردد او خوشحالی را حالتی خاص از فعالیت های شریف روح می دانست و می پنداشت که خوشحالی نعمتی خدادادی است.

واژه کیفیت زندگی اولین بار توسط پیگو در سال 1920 در کتاب اقتصاد و رفاه مطرح شد که در آن کتاب در مورد حمایت دولت از اقشار پایین و تاثیر آن بر روی زندگی و سرمایه های ملی بحث شده بود. اقدامات سازمان جهانی بهداشت و همچنین وجود نابرابری های اجتماعی گسترده روند توسعه مفهوم کیفیت زندگی و اعمال سیاستگذاری های مختلف را در ارتباط با کیفیت زندگی تسریع بخشید. در واقع تاریخچه تحقیق درباره کیفیت زندگی مربوط به تحقیقات جامعه شناسی است که در سال 1960 با تشکیل کمیته ای توسط رییس جمهور آمریکا شتاب گرفت و جامعه شناسان توجه خود را به کیفیت زندگی در مورد گروهها و جوامع مبذول داشتند. سایر پژوشگران کیفیت زندگی فردی را مورد مطالعه قرار دادند. بحث کیفیت زندگی به تازگی در ادبیات توسعه پایدار، برنامه ریزی توسعه اجتماعی، مباحث اقتصاد نوین مطرح شده و جایگاه ویژه ای یافته است و دولتها در سطح ملی و محلی و نیز موسسات متعددی بر روی سنجش و شاخص سازی آن فعالیت می کنند

( محققی کمال، 13:1386 ).

مفهوم و تعاریف کیفیت زندگی:

کیفیت زندگی مفهومی چند سویه و مبهم است که در سطوح مختلف از سنجش اجتماع محلی تا ارزیابی خاص موقعیت و شرایط فردی و گروهی به کار می رود.تعاریف عملیاتی کیفیت زندگی بسیار متنوع هستند.این تنوع نه تنها حاصل استفاده از دیدگاههای اجتماعی یا فردی است بلکه همچنین ناشی از طیف وسیع مدلهای تئوریک یا جهت گیری های دانشگاهی نیز می باشد. بسیاری از نوشته های مرتبط با کیفیت زندگی به تنوع تعاریف کیفیت زندگی اشاره کرده اند به طوری که بسیاری معتقدند به اندازه تعداد افراد انسانی می توان از کیفیت زندگی تعریف ارائه داد. این نکته موید این حقیقت است که برای افراد مختلف اهمیت و ارزش هر یک از ابعاد مختلف کیفیت زندگی ممکن است متفاوت باشد. این امر میتواند گواهی بر فقدان تعریف عملیاتی مورد توافق در این زمینه باشد (آخوندی و همکاران،1388: 54).

تعاریف کیفیت زندگی در دو دسته رویکرد قرار می گیرد:

الف) تعاریف عمومی از کیفیت زندگی که برای نوع انسان به طور کل قابل کاربرد است.

ب) تعریف کیفیت زندگی در حوزه های خاص موضوعی مانند کیفیت زندگی مرتبط با سلامت یا کیفیت زندگی مرتبط با بیماری. این دو دسته تعاریف در ماهیت و سطح پیچیدگی نظری ازهم متمایزند.مرور انتقادی و جامع راپلی از تعاریف کیفیت زندگی حاکی از این است که تعداد کمی از تعاریف کیفیت زندگی وجود دارد که مورد تایید وسیع نه اجتماع عام قرار گرفته اند.تمامی این تعاریف اشاره دارند که کیفیت زندگی نوعی ادراک روان شناختی فردی درباره ابعاد مختلف واقعیتهای مادی جهان بیرونی است.گروه کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی کیفیت زندگی را به این گونه تعریف می کند:

ادراک افراد از جایگاه خود در زندگی و در زمینه فرهنگی و سیستم ارزشی که در آن زندگی می کنند و در ارتباط با اهداف، انتظارات و دغدغه هایشان و... در برگیرنده سلامت فیزیکی فرد، روان شناختی، سطح استقلال و خود پیروی، روابط اجتماعی، باورهای شخصی و روابطش با ابعاد مهم محیط و ... کیفیت زندگی با ارزیابی ذهنی که درون زمینه محیطی، اجتماعی و فرهنگی صورت می گیرد مرتبط است. کیفیت زندگی را نمی توان به سادگی با واژه وضعیت سالم، رضایتمندی از زندگی، و وضعیت روحی، یا بهزیستی یکسان دانست.کیفیت زندگی، مفهومی چند بعدی است

( همان، 55).

کلمه کیفیت زندگی در لغت Qual به معنی چه و Quality به معنی چگونگی استخراج شده است . کیفیت زندگی به معنی چگونگی زندگی کردن و در برگیرنده تفاوت های آن است که برای هر فرد منحصر به فرد بوده و با دیگران متفاوت است کیفیت زندگی یک فرآیند منطقی و مفهوم استوار بر پایه فرهنگ است که از خلاصه ای از ارزش ها ، عقاید و تجارب شکل گرفته آن فرهنگ است و نیروی قدرتمندی در راستای حفظ و پیشبرد سلامت و تندرستی در جوامع و فرهنگی های مختلف است (فرهادی،1389 :34).

شالوک و پارمنتر،کیفیت زندگی را اینگونه تعریف کرده اند" کیفیت زندگی در برگیرنده شرایط اساسی زندگی مانند غذای کافی، سرپناه و ایمنی به اضافه موارد غنابخش زندگی مانند فعالیت های فراگیر اجتماعی، تفریحی و اجتماع محلی است. این دسته عناصر غنابخش مبتنی بر ارزشها، باورها،منافع و نیازهای افراد است(آخوندی و همکاران،1388: 58).

کیفیت زندگی به معنای داشتن زندگی خوب و احساس رضایت از آن است یا اینکه می توان میزان واقعی رفاه تجربه شده به وسیله افراد و گروهها تحت شرایط اجتماعی و اقتصادی عمومی را کیفیت زندگی نامید(فرهادی،1389: 32).

مروری تاریخی بر مفهوم کیفیت زندگی:

وینهوفن معتقد است در نیمه اول قرن بیستم کیفیت زندگی در کشورها بیشتر بر اساس سطح مادی زندگی مورد اندازه گیری قرار می گرفت. هرچه سطح این معیار در کشورها بالاتر بود این گونه پنداشته می شد که زندگی شهروندان آن کشور نیز بهتر است. کیفیت زندگی بر اساس معیارهای مرتبط با تولید ناخالص داخلی اندازه گیری می شود. در دهه 1960 اعتقادات و باورها تغییر کرد این امر موجب شد کیفیت زندگی در قالب شاخصهای گسترده تر و فراگیر تر تعریف شود. تغییری که به جنبش شاخصهای اجتماعی منتهی گردید. همان گونه که گزارش وینهوفن نشان می دهد در نیمه اول قرن بیستم تولید ناخالص داخلی یا سطح مادی زندگی به جای کیفیت زندگی اندازه گیری می شد. آنچه از شواهد بر می آید در گذشته تعریف یا بازتعریف آمارهای اجتماعی یا جمع اوری آمارهای اجتماعی تحت عنوان کیفیت زندگی صورت گرفته است. کامنیز سخنرانی رئیس جمهورآمریکا،جانسون، را در سال 1964 گزارش میکند که گفت: پیشرفت و ترقی به سوی اهداف اجتماعی را نمی توان بر اساس تراز مالی بانک ها اندازه گیری کرد.پیشرفت تنها از طریق کیفیت زندگی مردمان قابل اندازه گیری است. نول یکی از محققان برجسته در زمینه کیفیت زندگی نیز سخنان رئیس جمهور امریکا در سال 1964 را مورد تاکید قرار می دهد " بزرگترین جامعه در ارتباط با " چقدر" تعریف نمیشود بلکه با " چقدر خوب " قابل سنجش است، نه با کمیت کالاها بلکه با کیفیت زندگی تعریف میشود. از این رو ایده کیفیت زندگی به عنوان شاخص قابل اندازه گیری دستاوردهای یک جامعه بزرگ با ایده ترقی و پیشرفت عجین شده و قابل انفکاک نیست

( آخوندی و همکاران،1388: 47).

ابعاد کیفیت زندگی

به نظر چوکلر و شایبر کیفیت زندگی سه بعد مهمی دارد که این سه بعد یعنی رابطه ،زمان و تجربه را به هم می پیوندد .

- رابطه شامل مولفه های فامیل ، گروههای اجتماعی ، چهارچوب فرهنگی و سیاسی و نیز خود فرد است که وضعیت فرد رد رابطه با فامیل و گروههای اجتماعی از همه مهم تر است . چهارچوب فرهنگی و سیاسی مولفه هایی هستند که هم بر روی فرد هم فامیل و هم گروههای اجتماعی تاثیر می گذارد .

- زمان دومین بعد است که به طور عمده بیانگر وضعیت موجود است . تاریخچه فرد قسمت دیگر از این بعد را تشکیل می دهد . همچنین انتظاراتی که ممکن است فرد از آینده دور داشته باشد بر روی این بعد تاثیر می گذارد .

- تجربه سومین و شاید مهم ترین بعد می باشد که خود شامل چندین حوزه می باشد :

1- ایمان مذهبی و عقاید باورهای اخلاقی یکی از حوزه های آن است .

2- حوزه بعدی وضعیت اقتصادی اجتماعی است که شامل وضعیت مالی ، سلامت جسمی ، محیط ، شغل و اوقات فراغت می باشد

3- حوزه بین فردی نیز دربرگیرنده نحوه ارتباط با خویشاوندان و دوستان ، مهارت اشخاص در برقراری ارتباط جدید و الگوی تماس های اجتماعی افراد است .

4- حوزه های روانی نیز یک استراتژی مثل سازش است که نحوه برخورد با هیجانات ، مهارت ارتباط دادن بین ادراک و تجربیات و انگیزه افراد جهت سلامت فردی در این حوزه قرار می گیرد .

5- آگاهی از شرایط بدن یک مولفه مهم از بعد تجربه است و فاکتورهای تعیین کننده آن شامل وجود علائم بیکاری ، درد قابل ملاحظه وظرفیت روحی و عملکرد اعضاء بدن می باشد .

هر کدام از این ابعاد و اجزاء مذکور در شکل گیری قضاوت فرد از کیفیت زندگی نقش مهمی ایفا می کند .کینگ و هندس : کیفیت زندگی را شامل چهار بعد می دانند که عبارتند از رفاه جسمی ، رفاه روانی ، رفاه اجتماعی ، رفاه معنوی .

کارون و همکارانش در این رابطه می افزایند که کیفیت زندگی دارای دو جزء عینی و ذهنی است جزء ذهنی آن به مفهوم احساس خوب بودن ، رضایت از زندگی و خوشحال بودن اشاره دارد در حالی که جزء عینی مربوط به جنبه هایی از عملکرد اجتماعی و محیطی می باشد .

سازمان بهداشت جهانی ابعادی را برای کیفیت زندگی در نظر گرفته که عبارتند از : بعد جسمی ، روانی ، سطح وابستگی ، بعد روحی – مذهبی و اعتقادات شخصی( به نقل از فرهادی،1389: 23).

رویکردهای کیفیت زندگی:

در بخش های مختلف دنیا نظریه ها و رویکردهای مختلفی در مورد کیفیت زندگی و تعاریف مربوط به آن وجود دارد که هر یک بر ابعاد خاصی توجه و تاکید دارند .

رویکرد اسکاندیناوی : این رویکرد در کشورهای اسکاندیناوی طرفداران زیادی داشته و توسط جان درینوسکی و ریچارد تیتموس مطرح شده است . در این رویکرد بر شرایط عینی زندگی و تعیین کننده های مرتبط با آن ها تاکید شده است و کیفیت زندگی و رفاه افراد از طریق ارضای نیاز های اولیه زندگی مشخص می شود . این رویکرد بر بسیاری از گروههای اجتماعی اثر گذار بوده است .

رویکرد آمریکایی : در بیشتر تحقیقاتی که در آمریکا بر روی کیفیت زندگی انجام شده محققان بیشتر به تجارب ذهنی افراد از زندگی شان توجه کرده و به معرف های ذهنی تاکید نموده اند . از تاثیر گذاران این رویکرد می توان به روانشناس اجتماعی توماس اشاره کرد . در این رویکرد رضایتمندی و خوشبختی به عنوان معرف های اصلی سنجش کیفیت زندگی به کار برده می شود . و طرفداران این دیدگاه معتقدند که شهروندان بهترین قضاوت کنندگان در خصوص موقعیت های زندگی خود می باشند و بیان می کنند که کیفیت زندگی را باید از دریچه چشم بیننده مشاهده کرد .رویکرد اروپایی : " ارزیابی کیفیت زندگی " این مفهوم ابتدا در سال 1997 در اتحادیه اروپا در دوران ریاست آلمان مطرح شد . گروهی از محققان علوم اجتماعی در آمستردام گردهم آمدند و ارتباط بین سیاست اجتماعی و کیفیت زندگی را مورد بررسی قرار دادند. آنها بیان داشته اند که ما باید جامعه ای داشته باشیم که از نظر اقتصادی موفق باشد ولی در همان حال بتواند عدالت اجتماعی و مشارکت را برای شهروندان ارتقاء دهد و این امر باید به عنوان پیامد پیشرفت اجتماعی ، اقتصادی و سیاسی در اروپا در نظر گرفته شود . همان گروه در سال 1998 تصمیم به تاسیس اتحادیه اروپای کیفیت زندگی گرفتند . آنها بیان نمودند که کیفیت زندگی باید به عنوان یک اصل یا یک معیار علمی در نظر گرفته شود . آنها کیفیت زندگی را اینگونه تعریف کرده اند : توسعه ای که در آن شهروندان قادر باشند زندگی اقتصادی – اجتماعی و نیز ارتباطاتشان را مشارکت کنند . شاخص های مد نظر آن شامل موارد زیر بود :

- درجه حضور در جامعه

- انسجام و همبستگی اجتماعی

- وسعت خودمختاری و مقتدر سازی

با توجه به رویکردهای گفته شده، در مطالعه حاضر بیشتر به رویکرد آمریکایی توجه شده است زیرا به معرفهای ذهنی بیشتر پرداخته شده است. از آنجایی که کیفیت زندگی با استفاده از ابزار SF36 سنجیده شده است و در این ابزار و در تحقیق حاضر بیشتر، کیفیت زندگی با ملاکهای ذهنی و قضاوت افراد سنجش می شود.

شاخص های کیفیت زندگی

هورنکوئیست یکی از جامع ترین و کامل ترین تعاریف زندگی اجتماعی را ارائه نموده است. وی اندازه گیری کیفیت زندگی را به وسیله بررسی ابعاد پنج گانه زیر از زندگی افراد امکان پذیر می دانست :

- قلمرو فیزیکی : شامل سلامت بدن و عدم فشار ناشی از بیکاری های خاص

- قلمرو روانی و عاطفی : شامل احساس رضایت از زندگی ، احساس خوب بودن و عملکرد فکری ، عقلانی و اعتقادات

- قلمرو اجتماعی : شامل تماس اجتماعی و ارتباط مناسب با دیگران به طور عموم با خانواده و همسر به طور ویژه

- قلمرو رفتاری حرکتی : شامل ظرفیت پذیرش و مراقبت از خود و انجام کار و فعالیت و حرکت

- قلمرو مادی : شامل وضعیت مادی و اقتصادی فرد به طور کلی درک فرد از رضایت فردی از زندگی

شاخص های کیفیت زندگی از دیدگاه مجله اطلاعات اقتصادی بین الملل

این مجله در سال 1999 تا 2000 دست به مطالعه بر روی شاخص های زندگی زد و شاخص های کیفیت زندگی را در 9 دسته معرفی نمود :

1- رفاه مادی: با معیارهایی مانند تولید ناخالص ملی

2- سلامتی :با شاخص هایی مانند امید به زنگی در بدو تولد و ...

3- امنیت و ثبات سیاسی: با شاخص هایی مانند سرمایه گذاری های صورت گرفته با توجه به ثبات سیاسی کشور

4- شاخص های خانوادگی: با شاخص هایی مانند طلاق

5- زندگی جمعی: با شاخص هایی مانند تعداد اتحادیه های تجاری – کلیسا

6- محیط طبیعی و جغرافیایی: با شاخص هایی مانند میزان آلودگی محیط زیست

7- امنیت شغلی: با شاخص هایی مانند بیکاری

8- آزادی سیاسی: با شاخص هایی مانند آزادی مدنی

9- عدالت جنسی: با شاخص هایی مانند میزان موقعیت ها و فرصت ها و حوزه های مختلف برای زنان و مردان

و...

 

فهرست مطالب :

کیفیت زندگی
مفهوم و تعاریف کیفیت زندگی:
مروری تاریخی بر مفهوم کیفیت زندگی:
ابعاد کیفیت زندگی
رویکردهای کیفیت زندگی:
شاخص های کیفیت زندگی
شاخص کیفیت زندگی از دیدگاه سازمان جهانی بهداشت :
مدلهای کیفیت زندگی:
مدل ادراکی کیفیت زندگی زان :
کیفیت زندگی در ایران
نظریات کیفیت زندگی
نظریه های مبتنی بر فرد :
شاب و رابنت (1999) :
نظریه های روانشناختی:
نظریه های انسان شناسی:
نمودار1: متغیرهای سنجش و مدل مفهومی پژوهش
پیشینه مطالعه
تحقیقات صورت گرفته در داخل و خارج کشور:
فهرست منابع:

دانلود چارچوب نظری کیفیت زندگی فردی در 24 صفحه

دانلود چارچوب نظری عزت نفس فردی در 34 صفحه


دانلود چارچوب نظری عزت نفس فردی در 34 صفحه

دانلود چارچوب نظری عزت نفس فردی در 34 صفحه

دانلود دانلود چارچوب نظری عزت نفس فردی در 34 صفحه

دانلود چارچوب نظری عزت نفس فردی در 34 صفحه
دسته بندی علوم انسانی
فرمت فایل doc
حجم فایل 39 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 34

توضیحات :

دانلود چارچوب نظری عزت نفس فردی در 34 صفحه در قالب Word قابل ویرایش.

 

بخشی از متن :

عزت نفس

داشتن عزت نفس سالم یک نیاز اساسی انسان است. تقویت عزت نفس در زندگی، سرمایه گذاری بزرگی محسوب می‌شود؛ زیرا عزت نفس ضعیف، موجب می‌شود که انسان خود واقعی اش را با شرمندگی پنهان کند، عزت نفس میزان ارزشی است که فرد برای خود قایل می‌شود. و میزان احترامی است که به شخصیت خود می‌گذارد (امیر حسینی، 1383).عزت نفس سرمایه‌ای است که در نهاد انسان‏ها قرار دارد و باید استخراج و پرورش یابد، بر خلاف فضایل اکتسابی که به زحمت باید آن را تحصیل کرد (سبحانی نیا، 1389).

عزت نفس نتیجه‌ای از فرایند تعریف خود یا خودشناسی است که در درون گروه رخ می‏دهد و هم‏زمان با هم موجب ابقاء و حفظ حریم فردی و گروه می‌شود. عزت نفس به واسطه‌ی «خودی» که برای خویشتن تعریف می‏کند از هیجانات منفی که ممکن است حریم «خود» را مورد حمله قرار می‌دهند محافظت می‏کند (الیسیا و پیتری[1]، 2002).

عزت نفس عموماً به ارزیابی مثبت فرد از خودش اشاره دارد. این مفهوم ترکیبی است از دو بعد فطری که شامل شایستگی و ارزش است. بعد شایستگی این مؤلفه به درجه‌ای دارد که افراد خودشان را با استعداد و با کفایت می‌دانند و بعد ارزشمندی اشاره به درجه‌ای دارد که افراد احساس می‏کنند که شخص با ارزشی هستند (جکاس، 1982، به نقل از دراهکی، 1392).

عزت نفس عبارت است از ارزشمند بودن، این حس از مجموع افکار، احساس‏ها، عواطف و تجربیات فرد در طول زندگی ناشی می‌شود. فردمی‌اندیشد که باهوش یا کودن هست، احساس می‏کند که شخص منفور یا دوست داشتنی هست، خود را دوست دارد یا ندارد. مجموعه هزاران برداشت، ارزیابی و تجربه‌ای که از خویشتن دارد باعث می‌شود که نسبت به خود احساس خوشایند ارزشمند بودن و یا بر عکس احساس ناخوشایند داشته باشد «آن‏چه مسلم است انسان بی آنکه احساس ارزش به خود داشته باشد نمی‏تواند زندگی کند، هر فردی به تدریج در طول حیات به تعیین ارزش‌های خود می‌پردازد به حدی از آن دست پیدا می‏کند و همواره چنان می‌تازد که بتواند ارزش خود را از هر گزندی مصون بدارد و در صورت امکان به طرق گوناگون و دوری جستن از موقعیت هایی که به ارزشش صدمه وارد می‌آورد خود را برتر نشان می‏دهد و احساس کفایت کند (رضا زاده، 1376).

عزت نفس عبارت است از احساس ارزشمند بودن. این حس، از مجموع افکار، احساس‌ها عواطف و تجربیات‌مان در طول زندگی ناشی می‌شود. افرادی که احساس خوبی نسبت به خود دارد، معمولاً احساس خوبی نیز به زندگی دارند. آن‏هامی‏توانند با اطمینان، با مشکلات و مسئولیت‌های زندگی مواجه شوند و از عهده‌ی آن‏ها برآیند (حسینی، 1382). عزت نفس را می‏توان عقیده‌ای که فرد درباره مجموعه توانایی‌ها و شایستگی‌ها و ویژگی‏های خود دارد تعریف کرد. به طور کلی میزان عزت نفس، در طول دوره نوجوانی، به استثناء مواقعی که در محیط دگرگونی‌های مهم رخ می‏دهد، به همراه سن افزایش می‌یابد. البته، بین دختران و پسران از نظر تحول عزت نفس تفاوت‌هایی وجود دارد (گنجی، 1376 به نقل از دوراهکی، 1392).

عزت نفس چیزی به مراتب بیش از احساس خود ارزشمندی است. به طور دقیق عبارت "نفس" یعنی:

  1. اعتماد به توانایی خود در اندیشیدن و اعتماد به توانایی خود در کنار آمدن با چالش‌های اولیه‌ی زندگی است.
  2. اعتماد به حق خود برای موفق و شاد بودن است، احساس ارزشمند بودن و شایسته بودن است.

داشتن حق ابراز نیازها و خواسته‌هاست. تمایل به رسیدن و نیل به ارزش‌ها و برخوردار شدن از ثمرات تلاش‌های خویشتن است (ناتایل براندن، 1380).

داویس[2] (1990) معتقد است که عزت نفس یعنی این‏که فرد تا چه اندازه خود را با ارزش احساس کند. عزت نفس شامل احترام و رضایتمندی فرد از خودش است (دوراهکی، 1392).

 

1-5-1-2- شکل‌گیری عزت نفس

در رابطه با تکوین و شکل‌گیری عزت نفس صاحب نظران دیدگاه‌های مختلفی را مطرح کرده‌اند. در برخی از این دیدگاه‌ها به زمینه‌های خانوادگی و دیدگاه‌های دیگر به زمینه‌های اجتماعی و شناختی توجه شده است. بر اساس دیدگاه روان پویشی شکل‌گیری عزت نفس به این صورت است که نوزاد پس از تولد از وابستگی و نیاز به بزرگسالان آگاه می‌شود. اگر نوزاد در خانواده‏های پذیرنده متولد شده باشد و از طرف خانواده مورد محبت و نوازش قرار گیرد، به تدریج در طی رشد احساس ارزشمندی می‏کند و والدین را به عنوان موضوعاتی خوب، درونی می‏کند و بر اثر تکرار تأیید و تصدیقات بیرونی، حس ارزشمندی در فرد درونی می‌شود (استور[3]، به نقل از بیابانگرد، 1372).

تعدادی از محققان در مورد شکل‌گیری عزت نفس دو فرضیه را مطرح نموده‌اند:

  1. تصویرسازی ذهنی: وقتی از افراد خواسته می‌شود تا تصوری از خود بیان نمایند، آن‏ها تصوری که دیگران از آن‏ها دارند، بیان می‏کنند. یعنی فرد بیشتر تحت تاثیر محیط است و انسان‏ها نقش زیادی در ایجاد و شکل‌گیری عزت نفس دارند.
  2. حافظه: در این مورد فرد در طبقه‌بندی اطلاعات نقش مهمی دارد. فرضیه حافظه تکمیل کننده‌ی فرضیه‌ تصویر سازی است. در این فرضیه «خود» به صورت یک ساختار شناختی شرح داده می‌شود و فرایند یادآوری و رمزگردانی در آن نقش زیادی دارد. بر این اساس، اطلاعات جدید وارد این ساختار شناختی «خود» می‌شود و بعد به صورت ویژه و مطلوب در می‌آید. بنابراین، دو فرضیه فوق مکمل یکدیگر هستند.

کوپر اسمیت (به نقل از بیابانگرد، 1379) چهار عامل زیر را در شکل‌گیری عزت نفس دخالت می‏دهد:

  1. ارزشی که کودک از دیگران، از طریق ابراز مهر و محبت، تحسین و توجه دریافت می‏کند.
  2. تجربه همراه با موفقیت کودک، مقام یا موقعیتی که فرد خودش را در ارتباط با محیط می‌بیند.
  3. تعریفی که کودک درارتباط با پسخوراند منفی یا انتقاد
  4. شیوه‌ی کودک در ارتباط با پسخوراند منفی یا انتقاد

از سوی دیگر، می‏توان به چند جنبه‌ی دیگر از عزت نفس اشاره نمود:

  1. زمینه اجتماعی: این بعد شامل عقاید فرد، درباره خودش به عنوان یک دوست برای دیگران است و این‏که فرد موقعیت خود را در بین دوستان و همسالانش چگونه ارزیابی می‏کند.
  2. زمینه تحصیلی: این بعد شامل ارزشی است که فرد برای پیشرفت و توانایی تحصیلی قائل است. و این معیارها توسط دبیران، دوستان و خانواده تشکیل می‌شود.
  3. زمینه خانوادگی: این بعد به ارزیابی خود به عنوان عضوی از اعضای خانواده اشاره دارد.
  4. زمینه بدنی: این بعد به تصور و دیدگاه فرد از وضعیت بدنی و ظاهری اشاره دارد.
  5. عزت نفس کلی: این بعد از عزت نفس شامل ارزیابی از «خود» در زمینه‌های مختلف است (ملا زمانی، 1382).

عزت نفس از دو بخش مرتبط با هم تشکیل می‌شود: یکی داشتن اطمینان در برخورد با چالش‌های زندگی، باور خود توانمندی و دیگری احساس داشتن صلاحیت و شایستگی برای خوشبخت شدن که نمادی از احترام به خود یا عزت نفس است (ناتانیل براندن، 1380).

جان باتل[4] (1981) روان شناسی که در زمینه عزت نفس بسیار پژوهش داشته چهار بعد را در عزت نفس مطرح کرده است که بدین شرح است:

  1. عزت نفس عمومی[5]: که درک کلی فرد از ارزشمندیش را نشان می‏دهد.
  2. عزت نفس اجتماعی[6]: که درک فرد از ارتباطات بین فردیش را مشخص می‏کند.
  3. عزت نفس وابسته به والدین[7]: که گویای درک شخص از وضعیتی است که در میان خانواده و خانه دارد که شامل دیدگاهی است که والدینش نسبت به وی دارند.
  4. عزت نفس تحصیلی[8]: که درک شخص از میزان توانمندی‌ها و موفقیت‌هایش در کسب مدارج تحصیلی و علمی است.

کیفیت روابط افراد با دیگران به خصوص مادر در دوران کودکی، در شکل گیری عزت نفس آن‏ها نقش محوری دارد. عزت نفس خود پدر و مادر نیز، می‏تواند بر روی فرزندان تاثیر بگذارد. عملکرد و ساختار خانواده نیز در این امر مهم است. مطالعات نشان می‏دهد که فرزندان طلاق بر اثر وضعیت پیش آمده، از عزت نفس ضعیفی برخوردار می‌باشند (امیر حسینی، 1383).

تنبیه جسمانی: تنبیه جسمانی یا تهدید شدن به تنبیه نیز، به شدت عزت نفس را تحت تأثیر قرار می‏دهد. بدرفتاری جنسی در دوران کودکی و آسیب دیدگی‌ها نیز عوامل دیگری هستند که عزت نفس را ضعیف می‏کنند (امیر حسینی، 1383).

ترس: ترس از محیط‌های بسته نیز عامل دیگری است که عزت نفس را تحت تاثیر قرار می‏دهد. اما خوش ظاهر بودن و سیراب شدن از محبت در دوران کودکی، موجب می‌شود تا عزت نفس تقویت شود؛ زیرا عزت نفس با جذابیت و جلب توجه و محبت رابطه مستقیم دارد. به همین جهت کسانی که جذاب به حساب می‌آیند بیشتر ازآن‏هایی که ظاهر خوشایندی ندارند مورد توجه قرار می‌گیرند. رویدادهای ناخوشایند جاری در زندگی مثل تحقیر شدن یا مورد توهین قرار گرفتن، بیماری یا اخراج شدن از دانشگاه یا محل کار نیز می‏تواند بر نگرش مثبتی که فرد از خود باید داشته باشد، اثر منفی بگذارد (امیر حسینی، 1383).

یکی از مؤثرترین راه‌های کمک به فرزندان، حفظ عزت نفس آن‏هاست. عزت نفس زیاد، یکی از با ارزش‏ترین منابعی است که نوجوان می‏تواند دراختیار داشته باشد (حسینی، 1382).

در این عصر که روند تحولات سریع و وضع خانواده‏ها نابسامان است، یکی از مهمترین منابعی که می‏توان در نوجوان تقویت کرد، احساس ارزشمند بودن است. این نیرویی است که ممکن است همیشه در درون نوجوان باشد. زمانی که این نیرو در وجود او حضوری قوی داشته باشد و وی مکانیزم‌های ایمن نگهداشتن آن را بشناسد،‌می‏تواند در زندگی به آن تکیه کند (حسینی، 1382).

 

2-5-1-2- اصول عزت نفس

شیوه و سبک زندگی شخص در شکل‌گیری احساس خود ارزشمندی اهمیت به سزایی دارد. اشخاصی که ویژگی‏های یاد شده در زیر،‌بخش لاینفکی از زندگیشان است دارای احساس خود ارزشمندی سالم و بالایی هستند:

  1. آگاهی و هوشیاری[9]
  2. خود پذیری[10]
  3. خود مسئولیتی[11]
  4. ابراز وجود[12]
  5. هدقمندی[13]
  6. یکپارچگی و احترام[14]

 

آگاهی و هوشیاری:

چنان‏چه در زندگی رفاه افراد به استفاده‌ی مناسب از آگاهی و هوشیاری بستگی داشته باشد، در آن صورت تعهد به دانستن و میزان آگاهی آن‏ها از اعمالی که انجام می‌دهند تنها و مهمترین عامل تعیین کننده‌ی کارآمدی شخص که در زندگی خصوصی، خانوادگی، شغلی و اجتماعی سرگردان و بی هدف باشد نمی‏تواند احساس توانایی، شایستگی و کفایت کند اشخاصی که بدون هدف و بدون تفکر منطقی معقولانه زندگی می‏کنند و از واقعیت‏های رنج آور و آزار دهنده اجتناب می‏کنند از کمبود احساس کار آمدی شخصی رنج می‌برند. آن‏ها کاملاً به نقاط ضعف خود واقف هستند خواه از آن‏ها آگاه و یا ناآگاه باشند هر انسانی بارها نیاز دارد آن سطح هوشیاری را که می‏تواند در آن به فعالیت بپردازد، انتخاب کند (هال،2003).

 

خودپذیری

در عمیق‌ترین سطح، خود پذیری، تعهد و اعتقاد به ارزشمند بودن است. خودپذیری، تظاهر به داشتن احساس ارزش مثبت که شخص فاقد آن است، نمی‌باشد، ‌بلکه پیامد احساس ارزش مثبت در شخص است که مبنای دستیابی به احساس خود ارزشمندی قرار می‌گیرد. خود پذیری گرایش به تایید همه جانبه شخصیت است. خود پذیری تا حدودی از طریق تمایل برای پذیرش آن‏چه که فکر می‏کند، آن‏چه که احساس می‏کند، آن‏چه که انجام می‏دهد، آن‏چه که هست و قبول واقعیت‌ها بدون انکار و یا گریز از آن امکان پذیر می‌باشد (هیلگارد، 1368).

خودپذیری پیش شرط تغییر و رشد است. باید به افراد آموخت که شکل‌گیری خود ارزشمندی در گرو خود پذیری و احترام به واقعیت خود و پذیرفتن آن است و درمان موفقیت آمیز آن با افزایش خود پذیری و مراجع آغاز می‌گردد (بیابانگرد، 1372).

 

خود مسئولیتی:

فرد برای داشتن احساس کفایت و شایستگی در زندگی و احساس برخورداری از شاد زیستن، باید احساس کند که در زندگی خود کنترل دارد.قرار گرفتن در این وضعیت مستلزم آن است که فرد مسئولیت اعمال خود و تلاش‌هایش را برای رسیدن به هدف‌هایش بر عهده بگیرد که معنای آن پذیرفتن مسئولیت در قبال زندگی و بهزیستی خود است. خود مسئولیتی موارد زیر را شامل می‌شود.

  • من مسئولیت دست یافتن به آرزو‌ها و خواسته‌هایم را دارم.
  • من مسئول آن سطح از هوشیاری و آگاهی هستم که در کارهایم و نیز در ارتباط‌هایم نشان می‌دهم.
  • من مسئول انتخاب‌ها و اعمال خود هستم.
  • من مسئول رفتار خود با دیگران از جمله: همکاران، همسر، فرزندان، دوستان و همسایگان خود هستم.
  • من مسئول شادمانی و رضایت شخصی خویش هستم.
  • من مسئول چگونگی برنامه‌ریزی برای اوقات خود و اولویت قایل شدن برای کارهای خود هستم.
  • من مسئول انتخاب و گزینش ارزش‌ها و باورهایی هستم که با آن‏ها زندگی می‌کنم. (ولز و میلر[15]، 2002، به نقل از امیری، 1390).

 


[1]- Alicia & Petery

[2]- Davis

[3]- Store

[4]- John Battle

[5]- general self-esteem

[6]- social self-esteem

[7]- parents based self-esteem

[8]. educational self-esteem

[9]- awarenece

[10]- self - acceptance

[11]- self - responsibility

[12]- self - assertiveness

[13]- purpose fully

[14]- Integrity

[15]-Wells & Miller

 

فهرست مطالب :

عزت نفس

1-5-1-2- شکل‌گیری عزت نفس
2-5-1-2- اصول عزت نفس
آگاهی و هوشیاری:
خودپذیری
خود مسئولیتی:
ابراز وجود:
هدفمندی:
3-5-1-2- منابع عزت نفس چیست؟
4-5-1-2- پیامدهای ناشی از عزت نفس پایین
طلاق و عزت نفس:
2-2- مرور تحقیقات پیشین
طلاق و سبک‏های دلبستگی:
منابع فارسی:
منابع لاتین:

دانلود دانلود چارچوب نظری عزت نفس فردی در 34 صفحه

دانلود چارچوب نظری پژوهش در زمینه رضایت زناشویی در 45 صفحه


چارچوب نظری پژوهش در زمینه رضایت زناشویی در 45 صفحه

چارچوب نظری پژوهش در زمینه رضایت زناشویی در 45 صفحه

دانلود چارچوب نظری پژوهش در زمینه رضایت زناشویی در 45 صفحه

چارچوب نظری پژوهش در زمینه رضایت زناشویی در 45 صفحه
دسته بندی علوم انسانی
فرمت فایل doc
حجم فایل 95 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 45

توضیحات :

چارچوب نظری پژوهش در زمینه رضایت زناشویی در 45 صفحه در قالب Word قابل ویرایش.

 

بخشی از متن :

-38 چارچوب نظری پژوهش در زمینه رضایت زناشویی

درمورد رضایت زناشویی، محققان این رشته، نظریه های مختلفی دارند، هرکدام از این نظریه ها به ازدواج و زندگی مشترک از یک بعد نگاه می کنند. برخی به دوام ازدواج واینکه تداوم زندگی مشترک در همسران به چه شکل درمی آید، برخی به ازدواج به عنوان یک مدل اقتصادی می نگرند که چناچه پاداش در ازدواج بیشتر از هزینه های آن باشد، رضایت بیشتری در زندگی وجود خواهد داشت. بعضی هم مراحل مختلف یک زندگی مشترک را از ابتدا تا انتها بررسی می کنند، اینکه زندگی در هر دوره دستخوش چه تغییراتی می گردد، و دسته ای از این نظریه پردازان هم به باورها و عقایدی که زوجین در زندگی مشترک دارند، می پردازند.

2-38-1 نظریه عقلانی – هیجانی الیس :

نظریه عقلانی هیجانی معتقد است که اختلال زناشویی به طور مستقیم به اعمال طرف دیگر یا به رفتار همسر مربوط نمی شود بلکه بیشتر به خاطر نظر و عقیده ای است که زن و شوهر در این رفتار دارند، بنابراین این نظریه در رابطه، به افراد توجه دارد. یعنی به جای اینکه تنها تعاملات یا تنها سیستمی که زن و شوهر در آن هستند موردنظر باشد این رویکرد افراد را مورد اصلی در اختلال می داند، احساسات و رفتارهای آشفته ای که در روابط وجود دارد صرفاً معلول رفتار غلط یکی از طرفین یا هر دو آنهاست. به عبارت دیگر این نظریه پیوسته به احساسات و اعمال زن و شوهر توجه دارد اما به طور اخص، به تفکر هر یک از آنها می پردازد. این تفکر است که درحد وسیعی منجر به خشم و دیگر هیجانات و تعاملات آشفته می شود.

2-38-2 نظریه چرخه زندگی زناشویی:

شواهد حاکی از آن است که در ازدواج دوره های خاصی وجود دارد که سطح رضایتمندی پایین تر یا بالاتر از سایر دوره هاست. نظریه چرخه زندگی زناشویی با تقسیم بندی مراحل زندگی و تغییرات و تنشها و نقشهای خاص هر مرحله به بررسی تفاوتها در سطح رضایتمندی زناشویی که ناشی از تغییارت دوره های مختلف است می پردازد. این نظریه هر مرحله از چرخه زندگی را محصولی از توالی منظم وقایع قبلی می داند، چنین رویکردی برای توجیه تأثیرات چرخه زندگی بر روابط هم مفید می باشد. ( الیس و همکاران[1] ،1994.ترجمه .صالحی و یزدی ،1375 )

برسی کوبر[2] و هاروف[3] (1992)، در مورد ازدواج های موفق و رضایت بخش منجر به توسعه یک طبقه بندی از ازدواج های بادوام شده است و پنج مدل از روابط، مشخص گردیده است که بشرح زیر می باشد :

1 – مدل فقدان و کم تحریکی حیات و زندگی :انطباق و جور شدن به میزان کم که همسران نه تنها در تعارضات بلکه در علایق نیز این چنین هستند. در این مدل هرچند اشتیاق و علاقه سالهای اولیه کمرنگ شده است اما به نظر می رسد که طرفین علاقه مند به ترک رابطه باشند .

2 – مدل خو گرفته با تعارض :این دوره با درگیری و مشاجره زیاد مشخص می شود و طرفین با خوبی این جنگ و جدال را تحمل می کنند هرچند که این مساله واقعاً برای آنها لذت بخش نمی باشند .

3 – مدل هم خویی منفعلانه :انطباق و سازش راحت و بی دردسر است، در این مدل زوجین مانند روابط با دیگران به راحتی با یکدیگر جور می شوند.

4 – مدل کلی: ویژگی این مدل همیشه در کنار یکدیگر بودن و داشتن علایق متقابل شدید است .

5 – مدل حیات – زندگی :در این مدل هرچند طرفین تا حد زیادی با یکدیگر وابسته هستند اما یکدیگر را محدود نمی کنند و در مقایسه با مدل کلی به یکدیگر فرصت بیشتری برای رشد و پیشرفت شخصی می دهند. ( ستیر ، ورجینا،1997).

2-38-3 نظریه مدل اجتماعی نای :

یکی از نظریه های مهم در زمینه ازدواج و خانواده که توجیه مناسبی برای روابط رضایت بخش و بالعکس می باشد، نظریه مبادله اجتماعی نای (1978)، است. این نظریه مبتنی بر یک مدل اقتصادی از رفتار انسانی است و فرض اساسی در نظریه فوق این است که روابط با پاداشهای بیشتر و هزینه های کمتر رضایتمندی بیشتری را ایجاد خواهد کرد و دوام بیشتری خواهند داشت. شواهدی وجود دارد که دوام یک رابطه با سطح کلی پاداشهای موجود مرتبط می باشد. این نظریه اشاره به این مطلب دارد که هرکس منابع شخصی مانند پول، دانش، استعداد، عاطفه و ... دارد که برای پاداش مناسب به دیگران از این منابع استفاده می کند. چنین منابعی می توانند منابع قدرت در تصمیم گیری زوجین باشد .

نظر به مبادله اجتماعی می تواند به طور گسترده ای برای کمک به زوجین در موقعیت های دارای تعارض استفاده شود. اکثر درمانهای موفق زناشویی به حداکثر سازی جنبه های پاداش دهنده روابط و به حداقل رساندن موانع تاکید می کند.( برنشتاین، برنشتاین، 1998، ترجمه، پور عابدینی نائیینی ،1380).

2-38-4 دیدگاه ژست اسپری :

ژست اسپری می گوید اغلب جامعه شناسان خانواده معتقدند، ازدواج نظامی است که تمایل به ثبات، سازگاری و هم آهنگی برای رضایتمندی دارد و بیشتر روی ثبات و هماهنگی برای حل مشکلات زندگی تکیه می کنند. از طرف دیگر وی متذکر می شود که از نظر جامعه شناسان در حقیقت، ثبات همان هماهنگی است در حالی که این دو مفهوم می تواند از یکدیگر به کلی جدا باشد .

انتخاب ثبات به عنوان هدف مطلوب ازدواج، ناشی از پذیرش بعضی از ارزشهای مربوط به خانواده و ازدواج است. ثبات می تواند ناشی از پذیرش یک هنجار اجتماعی باشد و یا از ارزشهای شخصی حاصل شود. از طرف دیگر ،جامعه شناسان خانواده تاکنون خانواده را جایگاه توافق، تعادل و هم آهنگی فرض کرده اند، که مرتبط با مفاهیمی است که مترادف با ثبات است. ولی اسپری می گوید، بسیاری از ازدواج ها ثبات دارند، ولی بین زن و مرد هم آهنگی و رضایتمندی وجود ندارد. وتعارض های دائمی بین آنها دیده می شود در نتیجه اسپری نوع دیگری از چهارچوب مفهومی را برای مطالعه خانواده پیشنهاد می کند. به این صورت که خانواده به مثابه یک ارگانیسم نیست که هدفش رسیدن به هماهنگی یا ثبات باشد. بلکه، گروهی است که در آن منافع افراد باهم در تعارض اند. و در عین حال اتحادها به خاطر هدف های مشترک تثبیت می شوند. خانواده فرآیندی است از کوشش های دائم برای حفظ هم آهنگی که ناشی از یک نظام مبادله و موافقت که قطعی نیست، که مشکلات در درون آن می تواند مذاکراتی را به وجود آورد، لیکن همیشه می تواند مورد مذاکره مجدد قرار گیرد.

اسپری می گوید: اولاً در این چشم انداز هم آهنگی خانوادگی بیشتر مجموعه ای از مسائل است تا یک وضعیت بهنجار گروه، حال این سئوال پیش می آید که همکاری منظم اعضای خانواده چگونه امکان پذیر است بنابراین مفهوم اساسی در تجزیه و تحلیل رفتار خانوادگی، بیشتر همکاری است تا انطباق سازش و توافق، اسپری معتقد است همکاری فرآیندی است که عبارت است از حل یک مساله و مشکل درون خانواده که ادامه روابط را با وجود تفاوت ها ونارضایتی های عمیق ممکن می سازد. همکاری نه رفتارهای مشابه را ایجاب می کند ونه ارزشهای مشترک را در حقیقت همکاری مجموعه ای است از راه و سمت هایی که برای زن و مرد رضایت زناشویی دوطرف قابل فهم می کند(اندره[4] ،1980.ترجمه. فرنگیس،1378).

2-38-5 نظریه ارتباطات:

فرآیند ارتباط در خانواده یکی از زمینه های مورد علاقه مشاوران در خانواده درمانی است. نویسندگانی چون پاول، ژانت بوئن و جکسون[5] (1976)، ارتباط انسانی را در سه بعد تعریف کرده اند: ترکیب، معانی و اعمال.

1 - ترکیب :مجموعه قراردادها وقوانین دستور زبان ماست که به منظور بیان معنی در ساختار قرار گرفته و واژه ها در جملات بکار می رود .

2 - معانی :به معنی مفهوم واژه ها مربوط می شود و به میزان و کیفیت زبان و کاربرد آن بستگی دارد. در بسیاری از خانواده ها در نظام های ارتباطی آنان زبان خاص بکار می رود که درک و شناخت آن برای مشاوره می تواند بسیار مفید باشد .

3 اعمال :شامل رفتارهای کلامی و غیرکلامی و مطالعه ی اثرات رفتاری ارتباط است ( نوابی نژاد، 1386).

2-38-6 نظریه های سیستمی :

در نظریه ساختی، مینوچین معتقد است، خانواده وقتی معیوب می‏شود که قواعدش اجرا نشود.وقتی مرزها خیلی سفت و سخت یا نفوذپذیر می‏شوند، عملکرد خانواده به عنوان یک نظام مختل می‏شود.اگر سلسله مراتب خانواده رعایت نشود. یعنی والدین تصمیم گیران اصلی نباشند و کودکان بزرگتر بیش از کودکان کوچکتر مسئولیت نداشته باشند، آشفتگی و مشکل پیش می‏آید.گاهی صف‏بندی‏های درون خانواده مخرب و به مثلث‏ سازی منجر می شوند. در یک خانواده آشفته قدرت روشن و صریح نیست(شارف، ترجمه فیروز بخت، 1381).در نظریه تجربه‏نگر، ویتاکر، معتقد است که اختلال خانواده هم از جنبه ساختاری و هم از بعد فرآیندی مورد توجه قرار می‏گیرد.ازلحاظ ساختاری امکان دارد که مرزهای خانوادگی درهم ریخته یا نفوذ ناپذیر باعث عملکرد ناکارساز خرده نظام‏ها، تبانی‏های مخرب انعطاف ناپذیری نقشها و جدایی نسل‏ها از هم گردند.مشکلات مربوط به فرآیند می توانند موجب فروپاشی امکام مذاکره و توافق اعضا برای حل تعارض شوند و شاید باعث گردند تا صمیمت، دلبستگی یا اعتماد از میان برود.در مجموع ویتاکر چنین فرض می‏کند که نشانه‏های اختلال هنگامی ظهور می‏کنند که فرآیندها و ساخت‏های مختل به مدت طولانی تداوم می‏یابند و مانع توان خانواده برای اجرای تکالیف زندگی می‏شوند(گلدنبرگ،2000، ترجمه برواتی و همکاران، 1382 )

2-38-7 نظریه‏های بین نسلی :

در نظریه بین نسلی، بوون ، تصور می‏شد در بسیاری از خانواده‏های مشکل‏دار غالبا اعضای خانواده فاقد هویت مستقل و مجزا هستند و بسیاری از مشکلات خانوادگی بخاطر این روی می‏دهد که اعضای خانواده خود را از لحاظ روان شناختی از خانوده پدری مجزا نساخته‏اند.(بارکر، ترجمه دهقانی،1375) هرچه درجه عدم تفکیک یعنی فقدان مفهوم خویشتن یا برعکس، وجود یک هویت شخصی ضعیف یا نااستوار بیشتر باشد امتزاج عاطفی بیشتری میان خویشتن بادیگران وجود خواهد داشت.افرادی که بیشترین امتزاج را بین افکار و احساساتشان دارند چون قادر به تفکیک افکار از احساسات نیستند در تفکیک خویش از سایرین نیز مشکل دارند و بسادگی در عواطف حاکم یا جاری خانواده حل می‏شوند و ضعیف‏ترین کار کرد را دارند.هرچه امتزاج خانواده هسته‏ای بیشتر باشد احتمال اضطراب و بی‏ثباتی بیشتر خواهد بود و تمایل خانواده برای یافتن راه حل از طریق جنگ و نزاع، فاصله گیری، کار کرد مختل یا ضعیف شده یکی از همسران یا احساس نگرانی کل خانواده راجع به یکی از فرزندان بیشتر خواهد شد.سه الگوی بیمارگون محتمل در خانوده هسته‏ای که محصول امتزاج شدید بین زوجین است عبارتند از:بیماری جسمی یا عاطفی در یکی از همسران، تعارض زناشویی آشکار، مزمن و حل نشده‏ای که در طی آن دوره‏هایی ازفاصله گیری مفرط و صمیمیت عاطفی مفرط رخ می دهد، آشفتگی روانی در یکی از فرزندان و فرافکنی مشکل به آنها.هرچه سطح امتزاج زوجین بیشتر باشد، احتمال وقوع این الگو بیشتر خواهد بود(گلدنبرگ[6] ، 2000، ترجمه برواتی و همکاران، 1382)

 

2-39 خانواده و اهمیت آن

خانواده گروه کوچکی متشکل از افرادی است که از طریق پیوند زناشویی یا خونی با یکدیگر در ارتباط متقابل هستند و در کنار یکدیگر در واحد خاصی زندگی می کنند و دارای تجارب و فرهنگ خاصی هستند، دارای امیال و اهداف مشابه بوده و مهر و علاقه آنان را به یکدیگر پیوند داده است. خانواده سنتی از زن وشوهر و فرزندان تشکیل شده است. و بستگان خانواده زن و مرد، در موقعیت های خاص در شرایط کمکی متقابل همراه با شادی شعف و احساس تعلق خاطر و یا اندوه و نگران، با آنان ارتباط برقرار می کنند (نوابی نژاد، 1386) .

 

2-40 جایگاه خانواده:

خانواده طنینی به قدمت آدمی دارد. از منظر جامعه شناسی و تاریخ، اولین نهاد بشری، ابتدایی ترین و کوچکترین جامعه، خانواده می باشد، این نهاد همیشه توجه متفکرین، پژوهشگران، متخصصین علوم انسانی را از دیدگاه های متفاوت جهت شناخت بهتر و دقیق تر، به خود جلب کرده است چون خانواده به عنوان اولین آموزشگاه بشری بر اساس نوع رابطه با همسر و فرزندان بیشترین تاثیر را اولاً بر چگونگی شخصیت روانی، اجتماعی و فرهنگی فرزندان دارد. (پیاژه، 1991) ثانیاً به صورت غیر مستقیم جامعه را متاثر از نوع روابط و فرهنگ خود می کند (منادی، 1385) .

در نتیجه خانواده های سالم در سلامت فرزندان و سپس سلامت جامعه، نقش مهمی دارند لذا توجه به سلامت و چگونگی فضای درون خانواده که عواملی نظیر رضایت زوجین از زندگی تبلور می یابد، از اهمیت بسیار زیادی برخوردار خواهد بود. به دنبال رضایت از زندگی اختلافات زناشویی کمتر شده و طلاق نیز در جامعه کمتر رخ می دهد. کم شدن طلاق در صورت وجود کانون گرم خانوادگی سلامت افراد جامعه بیشتر تحسین خواهد شد. خانواده از منظر دیگر خود تحت تاثیر جامعه خواهد بود ( منادی، 1385 ).

 

2-41 تعیین نقش های خانواده

فریمن[7] (1977) هریک از نقش ها را در سه سطح تقسیم بندی می کند. نقش های فردی، نقش های زیر مجموعه ای و نقش خانوادگی که توسط کل خانواده انجام می گیرد و در اتباط متقابل با محیط و جامعه بزرگتر است. علاوه بر این سیستمی از هنجارها و ارزشها به عنوان بخشی از ساختار خانواده در درون خانواده رشد می کنند. این هنجارها و ارزش ها مشتق شده از تجارب قبل از زناشویی زن و مرد به ویژه در ارتباط با خانواده های اصلی آن است. این هنجارها و ارزشها، مبنای مجموعه ی جدیدی از اصول در زندگی آنان خواهد بود. به این ترتیب تمامی ارزش های اجتماعی زندگی خانوادگی و فردی، در تعریف رفتار در خانواده مصداق دارد ( نوابی نژاد، 1386 ) .

2-42 خانواده و جامعه پذیری :

یکی از محیط های بنیادی در امرجامعه پذیری خانواده می باشد در واقع هم پدر و هم مادر از عوامل رشد و اجتماعی شده کودک هستند. نقش هایی که این دو باید ایفا کنند، متفاوت است. اما در عین حال مکمل یکدیگر نیز هستند. تاکلوت بارسنز در مطالعه نقش های اصلی خانواده هسته ای بر این واقعیت تاکید می کند که شخصیت انسان مادرزادی نیست، باید در فرآیند اجتماعی شدن ساخته شود. این ها کارخانه هایی هستند که شخصیت انسان را تولید می کنند. ( منادی، 1385 ). عمل ارتباط، باعث برقراری کنش متقابل بین افراد جامعه می شود. کنش متقابل، مانند حالتها یا عمل های اعضاء یک جفت که به یکدیگر وابسته هستند تعریف می شود. ( برادشاو[8]، 1982.ترجمه .قرچه داغی،1372) . در نتیجه، زمانی ارتباط بین دو نفر برقرار می شود که کنش متقابل بوجود بیاید. یعنی پیام د هنده پیام را بدهد، کانال خوبی محتوای پیام را انتقال دهد و پیام گیرنده پیام را دریافت کند. یعنی، پس خوراندی از پیام گیر به پیام دهنده وجود داشته باشد. در نتیجه اعتماد بین دو طرف کنش متقابل برقرار نمی شود و گفتگو به وجود نمی آید. برای مثال در حوزه خانواده، اینکه فقط مرد سخن بگوید و زن و فرزند فقط شنونده باشند و یا فقط زن صبحت کرده و مرد و فرزندان شنونده باشند، کنش متقابل برقرار نشده است و گفتگویی وجود ندارد بلکه فقط گفت تنها وجود دارد. گفت تنها نیز امکان رد شدن محتوای پام را تضمین نمی کند. این عمل نه فقط در سطح خانواده، بلکه در سطح کلان در نهادهای اجتماعی نیز صحت دارد و شاهد هرروز آن هستیم. یعنی در این حالت، نه مرد نه زن نمی توانند خواسته های خود را در نزد همسر خود عمل کنند و به فرهنگ هم درآیند و به یکدیگر نزدیک شوند. نه والدین امکان باز تولید فرهنگ خود را در فرزندان خواهند داشت نه جامعه موفق به جامعه پذیر کردن نسل جوان جامعه به فرهنگ رایج جامعه خواهد شد ( منادی، 1385 ) .

 


[1] .Ellis

[2] Cuber

[3] Harrof

 

[4] Anderh

[5] Pavel, Janet boun & Jacson

[6] Gooldenberg

[7] Fariman

[8] Beradshave

 

فهرست مطالب :

2-38 چارچوب نظری پژوهش در زمینه رضایت زناشویی
2-38-1 نظریه عقلانی – هیجانی الیس :
2-38-2 نظریه چرخه زندگی زناشویی:
2-38-3 نظریه مدل اجتماعی نای :
2-38-4 دیدگاه ژست اسپری :
2-38-5 نظریه ارتباطات:
2-38-6 نظریه های سیستمی :
2-38-7 نظریه‏های بین نسلی :
2-39 خانواده و اهمیت آن
2-40 جایگاه خانواده:
2-41 تعیین نقش های خانواده
2-42 خانواده و جامعه پذیری :
2-43 خانواده و رضایت زناشویی:
2 -44 عوامل موثر بر رضایت زناشویی
2-45 ویژگی خانواده های سالم
2-46 خصوصیات زوجین سالم
2-48 مشکلات ارتباطی معمول در زوجین:
2 -49 استرس زناشویی و تعاملات کلامی و غیر کلامی زوجین:
2-50 استرس زناشویی، رضایتمندی زناشویی و رضایتمندی جنسی:
2-51 تعارض زناشویی:
2-52 مراحل رشد تعارضات زناشویی:
2-53 عوامل مؤثر بر از بین رفتن روابط عاطفی و زناشویی :(مراحل چهار گانه مرگ عاطفی )
2-54 سلامت هیجان و رضایت زناشویی:
2-55 حل مشکل مشارکت آمیز:
2-56 حل مساله اشتراکی، چهار جانشین بسیار رایج دارد:
2-57 مراحل روش حل مشکل از طریق مشارکت :
2-58 راهبردهای کنار آمدن با مشکلات زناشویی :
2-59 پنج قاعده برای ایجاد ارتباط سازنده و مؤثر در زندگی زناشویی:
2-60 روشهای بهبود روابط زناشویی
2-61 بررسی رضایت زناشویی در مراحل مختلف زندگی :
2-62 رویکردهای زوج درمانی برای بهتر شدن روابط زناشویی:
2-63 پیشینه تحقیق:
2-64 تحقیقات داخلی :
2-65 تحقیقات خارجی :
منابع فارسی :
منابع غیر فارسی:

دانلود چارچوب نظری پژوهش در زمینه رضایت زناشویی در 45 صفحه

دانلود چارچوب ادبیات نظری و پیشینه تحقیق تاب آوری


چارچوب ادبیات نظری و پیشینه تحقیق تاب آوری

چارچوب ادبیات نظری و پیشینه تحقیق تاب آوری

دانلود چارچوب ادبیات نظری و پیشینه تحقیق تاب آوری

چارچوب ادبیات نظری و پیشینه تحقیق تاب آوری
دسته بندی علوم انسانی
فرمت فایل doc
حجم فایل 100 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 47

توضیحات :

چارچوب ادبیات نظری و پیشینه تحقیق تاب آوری

47 صفحه در قالب Word قابل ویرایش.

 

بخشی از متن :

  1. تاب آوری

در این بخش از فصل دوم به بررسی تاب آوری، تعاریف تاب آوری و مدل‌های آن از دیدگاههای مختلف می‌پردازیم.

  1. تاریخچه مطالعه تاب آوری

مطالعه علمی تاب آوری در حدود سال 1970 پدیدار شد وقتی که یک گروهی از محققان پیشرو به پدیده ساز گاری مثبت در میان گروهی از کودکان در معرض خطر توجه نمودند(ماستن، 2012).

پژوهش های پیش گام در مورد تاب آوری به یک انقلاب در زمینه فکر کردن در مورد ریشه و درمان آسیب شناسی روانی منجر شد. تلاش های تحقیقاتی مستقیما به سوی درک آسیب شناسی یا نقایص بود تا بر روی اینکه چطور مشکلات آشکار می شوند(رایت[1]، ماستن[2] و نارایان[3]، 2013).

از نظر تاریخی، مطالعه تاب آوری، سه موج را به همراه داشته است (ریچاردسون[4]، 2002) :

موج اول بررسی تاب آوری، در پاسخ به این سوال بود، «چه ویژگی‌هایی افرادی را در مواجهه با عوامل خطر زا یا شرایط ناگوار موفق بیرون می‌آیند، به عنوان نقطه مقابل افرادی که در برابر این عوامل تسلیم می‌شوند، مشخص می‌کند؟»، بیشتر ادبیات و منابع موجود تاب آوری، جستجویی برای توصیف کیفیت‌های تاب آورانه درونی و بیرونی است که به افراد کمک می‌کند تا در پی بروز شرایط پر خطر و یا پس از عقب نشینی، بتواند سازگار شده و یا کارکرد قبلی خود را بازیابند. کیفیت‌های تاب آور بودن، پیامدهای نخستین موج بررسی تاب آوری را بازنمایی می‌کنند.

موج دوم بررسی تاب آوری، تلاشی برای پاسخ به این سوال بود، کیفیت‌های تاب آوری، چگونه کسب می‌شوند؟ فلچ[5] (1977، 1988) اظهار نمود، کیفیت‌های تاب آور بودن از طریق قانون تخریب و انسجام مجدد[6] کسب شده‌اند. یک فرایند مفصل‌تر کسب کیفیت‌های تاب آوری به عنوان کارکردی از انتخاب هشیار یا ناهشیار به وسیله ریچاردسون و همکاران (1990) مطرح گردید. برای اهداف آموزشی و مشاوره با مراجعان، تاب آوری به عنوان مدل خطی ساده‌ای[7] است که بر اساس آن فرد یا گروه از میان مراحل تعادل زیستی – روانی – معنوی[8]، تعامل با فوریت‌های زندگی[9]، تخریب‌ها[10]، آمادگی برای انسجام مجدد[11] و انتخاب برای انسجام مجدد به صورتی تاب آورانه[12]، برگشت به تعادل یا فقدان[13] عبور می‌کند.

موج سوم بررسی تاب آوری، منجر به مفهوم تاب آور بودن شد. موج سوم آشکار ساخت که در فرایند انسجام مجدد از تخریب در زندگی برخی اشکال انرژی انگیزشی[14] مورد نیاز است. انسجام مجدد تاب آورانه به انرژی فزاینده ای برای رشد نیاز دارد، و مطابق نظریه تاب آوری این منبع انرژی، یک منبع معنوی یا تاب آور بودن فطری است (ریچاردسون، 2002 ).

  1. تعاریف تاب آوری

تاب آوری معادل واژه Resilience است. در فرهنگ لغت، این کلمه، خاصیت کشسانی، بازگشت پذیری و ارتجالی معنا شده است، ولی در متون بهداشت روانی تاب آوری معادل گویاتری است.

گارمزی[15] و ماستن (2006) تاب آوری را «یک فرایند توانایی، یا پیامد سازگاری موفقیت آمیز علی رغم شرایط تهدید کننده» تعریف نموده اند که نقش مهمی در مقابله با تنیدگی‌ها و تهدیدهای زندگی و آثار نامطلوب آن دارد.

والر[16] (2001) بیان می‌کند که تاب آوری سازگاری مثبت در واکنش به شرایط ناگوار است (به نقل از حسام پور، 1388).

کامپفر[17] (1999) معتقد است که تاب آوری نقش مهمی در بازگشت به تعادل اولیه یا رسیدن به تعادل سطح بالاتر دارد و از این رو، سازگاری مثبت و موفق را در زندگی فراهم می‌کند (به نقل از کیخاونی و همکاران، 1391).

تاب آوری صرف مقاومت منفعل در برابر آسیب‌ها یا شرایط تهدید کننده نیست، بلکه فرد تاب آور، مشارکت کننده فعال[18] و سازنده محیطی پیرامونی خود است. تاب آوری قابلیت فرد در برقراری تعادل زیستی- روانی- روحی، در مقابل شرایط مخاطره آمیز می‌باشد (کانر و دیویدسون، 2003)؛ نوعی ترمیم خود که با پیامدهای مثبت هیجانی، عاطفی و شناختی همراه است (گارمزی، 1991؛ ماستن، 2001؛ راتر، 1999). از این رو نمی‌توان آن را معادل بهبودی[19] دانست چون در بهبودی فرد پیامدهای منفی و مشکلات هیجانی و عاطفی را تجربه می‌کند (به نقل از با نانو[20]، 2004).

راتر[21] (1985) در یک تعریف نسبتاً جامع و مقبول، تاب آوری را به عنوان فرایندی پویا توصیف کرده است که شامل تعامل میان عوامل خطر زا و عوامل محافظتی درونی و بیرونی، برای بهبود نشانه‌های رویدادهای ناگوار زندگی می‌باشد (به نقل از حسام پور، 1388).

جانستون[22] و همکاران (2014) در پژوهشی به بررسی بیماری جسمانی و تاب آوری پرداختند. هدف آنها از انجام این پژوهش این بود که دامنه‌ای از تعاریف تاب آوری بیماری جسمانی را ارائه دهند. آنها چند تعریف از تاب آوری که در اکثر مطالعات مشترک بود را ارائه دادند:

  1. یک سختی می‌بایست به منظور نشان دادن تاب آوری تجربه شود.
  2. تاب آوری توانایی حفظ سطح سالم عملکرد در طول زمان با وجود سختی است یا برگشتن به عملکرد طبیعی بعد سختی است.
  3. تاب آوری یک مفهوم پویا است نه یک ویژگی ثابت شخصیتی.

بنابراین بهتر است در تبین تاب آوری به این نکات توجه کنیم:

  • تاب آوری روندی پویا است.
  • تاب آوری وابسته به اوضاع است. یعنی یک رفتار سازگارانه در یک موقعیت، ممکن است در موقعیت‌های دیگر ناسازگار باشد.
  • تاب آوری محصول تعامل ویژگی‌های شخصیتی با عوامل محیطی است.
  • تاب آوری در شرایط پرمخاطره، دشوارتر می‌شود.
  • تاب آوری قابل یادگیری است.
    1. مدل‌های تاب آوری

مدل‌های متعددی برای تاب آوری ارایه شده است که در تمامی آنها چگونگی تأثیر گذاری عوامل فردی و محیطی بر کاهش یا خنثی کردن اثرات آسیب رسان عوامل خطر زا مورد تاکید بوده است. برای مثال گارمزی، ماستن و تلگن[23] (1984) مدل‌های نظری ارایه کرده‌اند که موجب فهم آسان و تسهیل پژوهش‌ها بر روی مطالعات تاب آوری می‌گردد و تمام تعاملات بین فرد و محیط و عوامل خطر و محافظتی را در نظر می‌گیرد که عبارتند از:

  1. مدل جبرانی[24]
  2. مدل چالش[25]
  3. مدل محافظتی[26] یا مدل مصون سازی در مقابل آسیب پذیری[27].

راتر (1985) نیز مدلی را توصیف می‌کند که به موجب آن عوامل محافظتی، اثرات خود را به واسطه خاصیت تعاملیشان با یک عامل خطر که پیامدهای منفی را پیش بینی می‌کنند (مثل، آسیب شناسی روانی) بروز می‌دهند. او همچنین، مصون سازی[28] یا مقاوم سازی[29] را به عنوان مدل دیگری برای تاب آوری پیشنهاد می‌کند.

ماستن و رید[30] (2004) مدل‌های مفهومی[31] تاب آوری را که شامل مدل‌های متمرکز بر متغیر و مدل‌های متمرکز بر شخص می‌باشند مطرح کرده‌اند. کامپفر با الهام از مدل برونفن برنر[32] و کروتر[33] (1983) که ترکیب سه عامل شخص – فرایند – بافت[34] می‌باشد، مدل تاب آوری خود را ارایه نمود. در ادامه توصیفی از مدل‌ها داده شده است:

  1. مدل‌های گارمزی و همکاران

همان‌گونه که اشاره شد، گارمزی و همکاران (1984) سه مدل تاب آوری جبرانی، محافظتی و چالش را ارایه کردند.

  1. مدل جبرانی

عامل جبرانی متغیری است که تأثیر مواجهه با خطر را خنثی می‌کند این عامل با عامل خطر زا در تعامل نیست، بلکه به جای تعامل با عامل خطر زا، تأثیری مستقیم و مستقل بر پیامد مورد نظر دارد (شکل1-2). هم عامل خطر زا و هم عامل جبرانی، هردو در پیش بینی پیامد نقش دارند(گارمزی و همکاران، 1984). در این مدل یک عامل محافظ در جهت مخالف یک عامل خطر عمل می کند(جوادی و همکاران، 1390).

 


[1] Wright, D

[2] Masten, A. S

[3]Narayan, A. J.

[4]Richardson, E. G

[5] Flach, C

[6] low of disruption and reintegeration

[7] simple linear model

[8] Biopsychospiritual homeostasis

[9] life prompts

[10] disruption

[11] readiness for reintegration

[12] choice to reintegrate resiliently

[13]back to homeostasis or with loss

[14] Motivational energy

[15]Garmezy, N.M

[16] Waller, A

[17] Kumpfer, K. L

[18] Active participant

[19] Recovery

[20] Bonanno

[21] Rutter, M

[22]Johnston, M. C

[23] Tellegen, A

[24] compensatory model

[25] challenge model

[26] protective model

[27] immunity – versus – vunerability model

[28] inoculation

[29] steeling

[30] Reed, M. G. J.

[31] Conceptual

[32] Bronferbrenner, R

[33] Crouter, E

[34] Person - Process – Context

 

فهرست مطالب :

2-1 تاب آوری
2-1-1 تاریخچه مطالعه تاب آوری
2-1-2 تعاریف تاب آوری
2-1-3 مدل‌های تاب آوری
2-2-3-1 مدل‌های گارمزی و همکاران
أ‌) مدل چالش
ب‌) مدل عامل حفاظتی
شکل 2-4 مکانیسم خطر/ حفاظتی
2-2-3-2 چارچوب تاب آوری کامپفر
2-2-3-3 مدل‌های مفهومی تاب آوری
شکل2-6. مدل‌های متمرکز بر متغیر
2-2-4 ویژگی‌های افراد تاب آور
منابع فارسی:
منابع انگلیسی:

دانلود چارچوب ادبیات نظری و پیشینه تحقیق تاب آوری

دانلود چارچوب مبانی نظری وپیشینه پژوهش خانواده دارای نوجوان


چارچوب مبانی نظری وپیشینه پژوهش خانواده دارای نوجوان

چارچوب مبانی نظری وپیشینه پژوهش خانواده دارای نوجوان

دانلود چارچوب مبانی نظری وپیشینه پژوهش خانواده دارای نوجوان

چارچوب مبانی نظری وپیشینه پژوهش خانواده دارای نوجوان
مبانی نظری وپیشینه پژوهش خانواده دارای نوجوان
چارچوب مبانی نظری خانواده دارای نوجوان
پیشینه پژوهش خانواده دارای نوجوان
مبانی نظری خانواده دارای نوجوان
چارچوب مبانی نظری
پیشینه پژوهش 
خانواده دارای نوجوان
دسته بندی روانشناسی و علوم تربیتی
فرمت فایل docx
حجم فایل 83 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 40

مشخصات این متغیر:

منابع: دارد

پژوهش های داخلی و خارجی: دارد

کاربرد این مطلب: منبعی برای فصل دوم پژوهش، استفاده در بیان مسئله و پیشینه تحقیق و پروپوزال، استفاده در مقاله علمی پژوهشی، استفاده در تحقیق و پژوهش ها، استفاده آموزشی و مطالعه آزاد، آشنایی با اصول روش تحقیق دانشگاهی

تعداد صفحه: 40صفحه

نوع فایل:word

توضیحات از متن فایل

خانواده یک نظام طبیعی و اجتماعی است که افراد خواسته یا ناخواسته به آن وابسته اند و اولین کانونی است که فرد در آن احساس امنیت می کند و مورد پذیرش و حمایت قرار می گیرد . ساخت و فضای روانی خانواده ، که ترکیب کلی و مجموعه روابط بین اعضای آن می باشد هر کدام به گونه ای خاص عملکرد و رفتار فرد را در جهت رویارویی با مسائل و موانع وفشارهای روانی ، اضطراب ها ، ترس ها و سایر محرک های ناخوشایند تحت تاثیر قرار می دهند . بروز تحولات فرهنگی – اجتماعی – اقتصادی چشم گیر در کشور موجب شده که در سالهای اخیر ارتباطات کمتری بین فرزندان نوجوان و والدینشان نسبت به دو دهه قبل برقرار شود . برقراری تماس های کلامی و غیرکلامی بین والدین و فرزندان خود می تواند مانع جدی و عامل بازدارنده مهمی برای رشد بهنجاری در رفتارهای روان شناختی فرزندان باشد ( کاوسیان و کدیور ، 1374 ) .

پژوهشگران در مطالعات خود در زمینه خانواده به انواعی گوناگونی از آن اشاره کرده اند :

1-خانواده منسجم و صمیمی : در این خانواده ها انسجام و دوستی و تعامل بسیار خوبی وجود دارد و فرزندان در آن رشد می کنند و آسیب کمتری می بینند .

2-خانواده پاسخگو : در این گونه خانواده ها والدین و اعضای آن نسبت به رفتار  و اعمالی که انجام می شود پاسخگو هستند و احساس مسؤلیت می کنند .

3-خانواده بی تفاوت : خانواده های بی تفاوت ، نسبت به همدیگر چندان احساس مسؤلیت نمی کنند و نسبت به همدیگر خنثی و اهل تعامل نیستند .

4-خانواده مستبد : در خانواده های مستبد ، رفتار استبدادی و زورگویانه و امر و نهی های شدید و آمرانه حاکم است و منطق و استدلال وجود ندارد .

5-خانواده آشفته : در خانواده های آشفته نظم و آرامش وجود ندارد . آشفتگی این خانواده ها از والدین به فرزندان منتقل می شود ( عیسی مراد ، 1389 ) .

براساس پژوهش های انجام شده در الگوهای خانواده های ایرانی 7 مدل خانواده شناسایی و تقسیم بندی شده است که عبارتند از :

1-الگوی خانواده پذیرا و پویا ؛ که بهترین مدل از خانواده های موفق و متعادل است . چرا که منطق و احساس در آن وجود دارد .

2-الگوی وابسته ؛ وابستگی در این مدل بسیار بالا است و از پذیرش دیگران امتناع می کنند .

3-الگوی سلطه گری ؛ حاکمیت امر و نهی و دستوری عمل کردن در خانواده رایج است .

4-الگوی مقابله ای ؛ افراد با همدیگر مرتب در مقابله و انتقامجویی هستند .

5-الگوی کناره گیر ؛ افراد نقش کناره گیری خود را پذیرفنه و رابطه ی بین آن ها خشک و بی روح است .

منابع

-قرآن کریم ، سوره الزمر ، آیه 9 .

-اتکینسون ، ریتال ال و دیگران . (1983) . زمینه روانشناسی هیلگارد ؛ مترجمان : براهنی ، محمدنقی و دیگران . (1370 ) تهران : انتشارات رشد .

-احدی ، حسن و جمهری ، فرهاد ( 1378 ) . روان شناسی 2 ( نوجوانی ، بزرگسالی ) ، تهران ، نشر پردیس .

-احمدی ، علی اصغر ( 1379 ) . تربیت اجتماعی و عاطفی نوجوانان . مجله پیوند ، مهرماه . 

-احمدی ، علی اصغر ( 1384 ) . روان شناسی روابط درون خانواده . انتشارات مهدی رضایی .

-اکبری ، ابوالقاسم ( 1385 ) . مشکلات نوجوانی و جوانی . تهران : انتشارات رشد و توسعه .

-امیر ، فاطمه ( 1391 ) . بررسی اثربخشی بازی درمانی مبتنی بر رابطه والد –  کودک بر سبک های فرزندپروری . پایان نامه کارشناسی ارشد مشاوره خانواده ، دانشگاه فردوسی مشهد .

-برجعلی ، احمد ( 1378 ) . تاثیر سازگاری و الگوهای فرزندپروری والدین برتحول روانی – اجتماعی دانش آموزان دبیرستانی شهر تهران ، رساله دکترای تخصصی رشته روان شناسی ، دانشگاه علامه طباطبایی .

-برهمند ، اوشا ( 1381 ) . بررسی رابطه بین مزاج، سبک فرزندپروری و مشکلات رفتاری میان کودکان پیش دبستانی درشهر تبریز، رساله دکتری، دانشگاه علامه طباطبائی .

-به پژوه ، احمد ( 1375 ) . اصول برقراری رابطه انسانی با کودک و نوجوان . نشر رویش .

-به پژوه ، احمد و همکاران ( 1377 ) . خانواده و فرزندان . تهران : انتشارات انجمن اولیاء و مربیان .

-پارسا ، محمد ( 1376 ) . روان شناسی رشد کودک و نوجوان . تهران : انتشارات بعثت .

-جمالیان و رحیم ( 1376 ) . انتظارات والدین از فرزندان . مجله پیوند ، اسفند 1376 .

-حجازی ، الهه . سیف ، سوسن ( 1379 ) . نگرش نوجوانان نسبت به سامانه ی تربیتی والدین . مجله ی روان شناسی و علوم تربیتی . دوره ی جدید ، سال پنجم ، شماره 1 .

-حسین پور ، کبری ( 1381 ) . بررسی تاثیر شیوه های فرزندپروری مادران بر میزان بروز نشانه های اضطراب ، استرس و افسردگی فرزندان آن ها . پایان نامه ی کارشناسی ارشد . دانشگاه فردوسی مشهد . 

-خدایاری فرد ، محمد ( 1377 ) . مسایل نوجوانان وجوانان . انجمن اولیا و مربیان .

-خوئی فر ، غلامرضا ؛ رجایی ، علیرضا و محب راد ، تکتم ( 1386 ) . رابطه سبک های فرزندپروری ادراک شده با احساس تنهایی نوجوانان دختر . دانش و پژوهش در روانشناسی ، شماره 34 ، صص 75-92 .

-درویزه ، زهرا ( 1383 ) . مقایسه رابطه همدلی مادران و دختران نوجوان با اختلال های رفتاری دختران ( سازگار ، ناسازگار ، بزهکار ) در تهران . فصل نامه ی علمی – پژوهشی مطالعات روان شناختی . دوره ی 1 ، شماره ی 1 ، زمستان 1383 .

-Adalbjarnardottir , Sigrun . Hafsteinsson , Leifur . G ( 2001 ) . Adolescents Perceived Parenting Styles and their Substance use : Concurrent and Longitudinal Analyses . Journal of research on adolescents , 11 . 401 – 423 .

-Baumrind , D ( 1991 ) . The influence of Parenting Style on adolescent competence and substance use . Journal of Early Adolescences , 11(1) . 56 – 95 .

-Cardinally , Gina . Allura , Tana ( 2001 ) . Parenting Styles and Self-Esteem : a Study of young adults with visual impairments . Journal of Visual impairment and blindness , All right reserved . 261 – 271 . 

-Chao , Ruth . K ( 2001 ) . Extending Research on the Consequences of Parenting Style for Chinese Americans and European Americans . Child Development , 72 . 832 – 843 .

-Fiscer , K . W . and Lazerson , A ( 1984 ) . Human development : From Conception through adolescence . New York : W . H . Freeman and Company .

-Fowerz , B . J . ( 1998 ) , Psychology and the good marriage , American Behavioral Scientist , 41 , 516 – 542 .

-Gibson Warsh , Bobbie . Markstirom , Carol A ( 2001 ) . Parental Perceptions of Parenting Styles in Relation to Academic Self-steam of preschoolers . Child Development and Family Studies Family and Consumer Sciences , 121-123 .

-Grams , Robert ( 2005 ) . Patterns of Parental Authority . Mill Creek counseling Newsletter .

-Irelan , J . & Wayzner , M . ( 2004 ) . Family Life Education : Aprogram of Lutheran child and family services of Illinois .

-Jornen , Katja ( 2005 ) . Adolescents Subjective Well-being in their Social Contexts . Academic Dissertation , University of Tamper : Department of Nursing Science Finland .

-Laugesen , Nina . Dugas , Michel J . and Bukowski , William M ( 2003 ) . Understanding Adolescent Worry : The Application of a Cognitive Model . Journal of abnormal Child Psychology , 31 . 55 – 64 .

-Maccoby EE, Martin JA. Socialization in the context of the family: Parent-child interaction.Handbook of child psychology. New York: Wiley and sons; 1983: 97-101.

دانلود چارچوب مبانی نظری وپیشینه پژوهش خانواده دارای نوجوان